تبریک دهه کرامت

 

خاک قم گشته مقدس از جلال فاطمه                            نور باران گشته این شهر از جمال فاطمه  

گر چه شهر قم شده گنجینه علم و ادب                                    قطره‌ای باشد ز دریای کمال فاطمه  

ولادت حضرت معصومه (س) مبارک 


 *************************************** 

دلبری دارم که از صاحب دلان دل می برد         غمزه ای مشکل گشا دارد که مشکل می برد

گر نقاب از چهره گیرد آن نگار نازنین             پرتو رخساره اش دلهای مایل می برد

ولادت امام رضا(ع) مبارک باد

اس ام اس تسلیت رحلت جانسوز پیامبر(ص) و امام حسن(ع)و امام رضا(ع)

 
سلام بر خاتم مهربانى و عشق! سلام براو که گام هاى مهتابى اش شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
رحلت جانکاه پیامبر مهربانی و رحمت تسلیت باد

۲۸ صفر رحلت پیغام دار آخرین، خاتم نبوت را نگین، حضرت رسول واپسین، عینیت قرآن کریم، حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله بر مسلمانان جهان تسلیت باد.

.

امام رضا (ع):

کسی که مصائب مارا به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند،

در روزی که چشم ها گریانند(روز حساب)، گریان نخواهد شد

امشب اشکت جاری شد، ما رو هم دعا کن

.

دلش دریای خون، چشمش به در بود/ امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎ گشت قلبش پاره پاره/ پسر می‎ کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد/ پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پسر از پرده ‎ی دل ناله سر داد/ پدر هم جان در آغوش پسر داد

.

امام رضا (ع):

هرکس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود، در روزی که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد

مجلس عزای آقا امام رضا رفتی ما رو هم از دعای خیر بی نصیب نگذار

.

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

 
رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و آفتاب هشتم امامت حضرت علی ابن موسی الرضا (ع)
تسلیت باد

شهادت امام جواد(ع)

مظلومتر از جواد، بغداد نداشت
آن مظهر داد، تاب بیداد نداشت
میخواست که فریاد کند تشنه لبم
از سوز جگر طاقت فریاد نداشت
شهادت غریبانه ی امام مسموم، جواد مظلوم(ع) بر شما تسلیت باد.
کتابخانه عمومی سجاس

 

امام جواد(ع)

 

زندگانی ابو جعفر محمد الجواد ابن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، نهمین امام از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین امام جواد (ع) در شب جمعه 19 ماه مبارک رمضان یا 15 این ماه یا روز جمعه 10 رجب در شهر مدینه به دنیا آمد. قولی که در کتاب مصباح المتهجد آمده، تاریخ اخیر را تایید می کند. در آنجا آمده است: ابن عیاش گوید این دعا به وسیله استاد بزرگ ابو القاسم (رضی الله عنه) آمده است که: «اللهم انی اسئلک بالمولودین فی رجب محمد بن علی الثانی و ابنه علی بن محمد المنتجب الدعاء». وی می نویسد: ابن عیاش گفته است: روز دهم رجب، میلاد ابو جعفر ثانی است.

آن حضرت در روزگار خلافت معتصم، روز شنبه آخر ذی قعده یا آخر ذی حجه یا پنجم یا ششم ذی حجه در روز سه شنبه سال 220 هجری در بغداد چشم از جهان فرو بست. و در مقابر قریش در پشت قبر جدش امام موسی کاظم (ع) به خاک سپرده شد. مدت عمر وی بیست و پنج سال بود. کلینی گوید: عمر آن حضرت 25 سال و 2 ماه و 18 روز و بنا بر قول دیگری سه ماه و بیست و دو روز بود. ابن خشاب گوید: امام جواد (ع) ، 25 سال و سه ماه و 18 روز زیست و شیخ مفید عمر آن حضرت را 25 سال و اندی می داند.

از این مدت، وی هشت یا هفت سال و چهار ماه و دو روز با پدرش و 17 یا 18 سال، بیست روز کمتر، پس از پدرش زیست. که این همان مدت امامت و خلافت آن حضرت به شمار می رود و مصادف با دوران پادشاهی مامون است. آن حضرت در اوایل دوران خلافت معتصم وفات یافت. برخی وفات آن حضرت را در دوران خلافت واثق دانسته اند. حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذی در معالم العترة الطاهرة از محمد بن سعید نقل کرده است که گفت: محمد بن علی (ع) ، در زمان خلافت الواثق بالله به قتل رسید. شاید این اشتباه برای وی از آنجا پیش آمده که واثق بر آن حضرت نماز گزارد. بلکه سخن صحیح آن است که امام جواد (ع) در عهد خلافت معتصم از دنیا رفت. زیرا مردم در سال 227 هجری با واثق برای خلافت بیعت کردند. تنها توجیه برای قول جنابذی آن است که شاید مقصود وی آن بوده که واثق در زمان خلافت معتصم، آن حضرت را با خورانیدن سم به قتل رسانیده است.

مادر امام جواد (ع)

مادر آن حضرت کنیزی بود که او را«سکن مریسیه »و یا«سبیکه »می خواندند. برخی علاوه بر این دو نام، از مادر آن حضرت با نامهای دیگری نیز یاد کرده اند همچون سبیکه، نوبیه و سکینه، که شاید این نام آخر صورت تصحیف شده سبیکه باشد، خیزران و دره. امام رضا (ع) این زن را خیزران می خواند و گفته اند نامش ریحان و قبطی و مکنی به ام الحسن بود.

کنیه امام جواد (ع)

او را با کنیه ابو جعفر یاد می کردند. همچنین برای آن که با امام باقر (ع) ، که او هم کنیه ابو جعفر داشت، اشتباه نشود کنیه وی را ابو جعفر ثانی ذکر می کردند.

لقب آن حضرت

آن حضرت را القابی بود مانند جواد و قانع و نجیب و تقی. اما از همه القاب وی مشهورتر لقب جواد بود.

نقش انگشتری آن حضرت

«نعم القادر الله »بوده است.

فرزندان آن حضرت

شیخ مفید گوید: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: پسرانش علی (امام دهم) و موسی و دخترانش فاطمه و امامه. آن حضرت به جز آن دو پسری که ذکر کردیم، پسر دیگری نداشت. ابن شهر آشوب در مناقب می نویسد: فرزندان آن حضرت عبارت بودند از: علی (امام دهم) و موسی و حکیمه و خدیجه و ام کلثوم. ابو عبد الله حارثی گوید: امام (ع) فقط دو دختر به نامهای فاطمه و امامه داشت

شهادت امام صادق(ع)

 

وبلاگ یار مهربان کتابخانه عمومی شمس سجاسی

 

سلام من به مدینه به آستان رفیعش

به مسجد نبوی، به لاله های بقیعش

 

سلام من به علی و به حلم و صبر عجیبش

سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش

 

نشسته باز دلم پشت درب بسته آنجا

گرفته باز دلم بهر قبر مخفی زهرا

 

تو ای مسافر شهر مدینه در دل شب ها

نبود هر چه که گشتم نشان ز مرقد زهرا

 

سلام من به تو ای بانویی که مرد نبردی

ز غیر هر چه که دیدی به یار شکوه نکردی

 

سلام من به بازو و کبودی رویت

به سرخ فامی اشک تو و سپیدی مویت

میلاد حضرت علی(ع)

میلاد با سعادت

مولود کعبه مولی الموحدین ،امیرالمومنین، امام علی (ع)

محضر امام عصر و الزمان، امام الانس و الجان حجت ابن الحسن العسکری حضرت مهدی عجل الله تعالی

فرج و تمام عاشقان حضرت تبریک وتهنیت باد.

 

 

علی روح نبی خیر الانام است

گلی روئیده در بیت الحرام است

الا اهل حسد چشمانتان کور

علی المرتضی اول امام است

 *******************

شایسته ترین مرد خدا بود علی

در شأن نزول هل اتی بود علی

هرگز به علی خدا نمی باید گفت

لیک آینه ی خدا نما بود علی


 

ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر

ولادت حضرت «فاطمهٔ زهرا»(س) و روز مادر (5 بعثت)

حضرت فاطمهٔ زهرا، دختر نبی مکرّم اسلام در سال پنجم بعثت، هشت سال قبل از هجرت، در مکه به دنیا آمد. ام ابیها، ام الحَسَنین، اُمُّ السِّبطَین وامُّ الائمَه از کُنیه های آن بانو و صدیقه، کبری، بتول، سیّدهٔ نساءالعالمین، مطهّره، راضیه، مرضیه، طاهره و محدثه و... از القاب آن حضرت است. مادرش، خدیجه بنت خویلد می باشد. فاطمهٔ زهرا، فرزند رسول اللَّه، همسر ولیُّ اللَّه و مادر اوصیاء اللَّه است که خداوند در آیهٔ تطهیر، به پاکی او شهادت می دهد.

او بهترین زنان از گذشتگان و آیندگان تا روز قیامت می‌باشد و سیدهٔ همه زنان عالم است. صدیقهٔ طاهره، در مقام تقوا و عصمت و طهارت به جایی رسید که رسول خدا (ص) غضب و خشنودی آن بانو را غضب و خشنودی خداوند معرفی می‌کند. یکی از یادگارهای حضرت زهرای مرضیّه (س) تسبیحِ آن بزرگوار در تعقیب نمازها است که در روایات امامان (ع) به نام تسبیح حضرت زهرا، آمده است.

ایام فاطمیه

دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست
همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست
قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید
چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست
.
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه
.
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
شهادت حضرت
 فاطمه(س) تسلیت باد
.

تبريك آغاز امامت امام زمان(عج)


آغازامامت گل سرسبدعالم هستی  بقیه الله الاعظم حضرت حجه بن الحسن امام زمان (عج)برمنتظرین ظهورش مبارک.



نهم ربیع الاول، نه تنها نخستین روز امامت امام عصر علیه السلام است، بلکه آغاز دوره ای حیاتی و مهم در تاریخ شیعه نیز به شمار می آید. در سال روز نهم ربیع الاول که یادمان آغاز امامت ولی عصر علیه السلام است، تصمیم گرفتیم در چند سطر کوتاه به رخ دادهایی که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام در سامرا روی داد، اشاره کنیم.

ادامه نوشته

اربعین حسینی

بــاز دگر بـاره رســیــد اربـعـیــن / جوش زند خـون حـسـیـن از زمیــن

شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن / جــان جــهــان بـــاد فدای حـسین

***************

بسوز ای دل که امروز اربعین است / عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت /سراسر درس، بهر مسلمین است

******************

اربعین آمد و اشکم ز بصر می آید
گوییا زینب محزون ز سفر می آید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست
کز اسیران ره شام خبر می آید

************

وقايع روز عاشورای اباعبدالله(ع)

اين روز، پر آوازه ترين روزهاى سال و خاطره آميزترين تاريخ بشرى است . دراين روز بزرگ ، پاى مردى ، فداكارى و سربلندى گروه اندكى از انسان هاى به خدا پيوسته و در برابر ده ها هزار مردان جنگى و جنايت پيشه به نمايش ‍ درآمد. اين روز، روز فداكارى امام حسين عليه السلام و ياران باوفاى وى مى باشد و تا ابد به آنان تعلق خواهد داشت . در اين روز، حوادث و رويدادهاى مهمى در سرزمين كربلا به وقوع پيوست كه براى هميشه در تاريخ انسان ها ثبت و درج خواهد ماند.در اين جا به طور گذرا به اهم رويدادهاى روز عاشورا مى پردازيم:

الف - قبل از شهادت امام حسين عليه‌السلام:

1 - تنظيم سپاه:
امام حسين عليه السلام پس از نماز صبح ، سپاه خويش را كه متشكل از 32 تن سواره و 40 تن پياده بودند، به سه دسته تقسيم كرد. دسته اول را در بخش ميمنه ، دسته دوم را در بخش ميسره و دسته اى را ميان آن دو قرار داد. فرماندهى بخش ميمنه را به ((زهير بن قين )) و فرماندهى بخش ميسره را به ((حبيب بن مظاهر)) واگذار كرد و خود در وسط دو سپاه مستقر شد و بيرق سپاه را به برادرش عباس بن على عليه السلام معروف به قمر بنى هاشم سپرد و خيمه ها را در پشت سر قرار داد. عمر بن سعد نيز سپاهيان جنايت پيشه خود را به چند گروه تقسيم كرد. وى ، فرماندهى بخش ميمنه را به عمر بن حجاج ، فرماندهى بخش ميسره را به شمر بن ذى الجوشن ، فرماندهى سواره نظام را به عروه بن قيس و فرماندهى پياده نظام را به شبث بن ربعى واگذار كرد. وى بيرق ، ننگين سپاه خود را به غلامش ((دريد)) سپرد. دو سپاه در برابر يك ديگر صف آرايى كرده و براى آغاز نبرد سرنوشت ساز، لحظه شمارى مى كردند.
2 - اندرزهاى پيش از نبرد
امام حسين عليه السلام براى پيش گيرى از نبرد و خون ريزى نيروهاى دو طرف ، تلاش زيادى به عمل آورد و از هر راه ممكن مى خواست از كشتار مسلمانان جلوگيرى نمايد و خون كسى بر زمين نريزد. ولى دشمن كه مغرور از كثرت سپاه خود و قلت ياران امام عليه السلام بود، به هيچ صراطى مستقيم نبود و به هيچ پيشنهادى پاسخ مثبت و كار ساز نمى داند و خواهان تعيين تكليف از راه نبرد و خون ريزى بود. امام حسين عليه السلام در روز عاشورا، برخى از ياران خود را به نزد سپاه دشمن فرستاد تا با آنان گفت و گو كرده و با بيان حقايق و واقعيت ها، آنان را از شرارت و جنايت منصرف كنند. آن حضرت ، خود نيز بارها براى اندرز سپاه كفر پيشه دشمن ، پا پيش نهاد و با بيان خطبه هايى روشن گر، آنان را به حفظ آرامش و عدم خون ريزى دعوت كرد و از جنگ و مبارزه بازداشت . (1) ولى جز تعدادى اندك كه از خواب غفلت بيدار شده و حقيقت را دريافتند و به سپاه آن حضرت پيوستند، بقيه آنان در ضلالت و گمراهى خويش باقى مانده و بر آغاز جنگ اصرار مى كردند.
3 - پشيمانى حر بن يزيد
حر بن يزيد تميمى كه از فرماندهان جنگاور و دلير عمر بن سعد بود و همو بود كه در وهله نخست ، راه را بر امام حسين عليه السلام بست و او را به اجبار و اكراه به كربلا رهسپار گردانيد گردانيد: وقتى بزرگوارى امام حسين عليه السلام و حقيقت خواهى وى را ملاحظه كرد و از سوى ديگر شاهد نيت هاى پليد عمر بن سعد و لشكريان عبيدالله بن زياد و جنايت ها و ستم كارى هاى آنان بود، از خواب غفلت و دنياطلبى بيدار شد و در خود احساس نگرانى و ندامت نمود و در وى دگرگونى شگفتى به وجود آمد. به طورى كه يكباره سپاه كفر پيشه عمر بن سعد را ترك و به سوى خيمه گاه امام حسين عليه السلام رهسپار شد. حر به نزد امام حسين عليه السلام رفت و از آن حضرت در خواست عفو و بخشش نمود و از كردار و رفتارهاى پيشين خود اظهار پشيمانى كرد. امام حسين عليه السلام با مهربانى تمام حر بن يزيد را پذيرفت و از وى استقبال كرد و با رفتار خود موجب تقويت ايمان حر گرديد.حر براى روشن گرى سپاه دشمن به سوى آنان برگشت و با معرفى خود و چگونگى هدايت يافتنش ، آنان را به راه خير و سعادت و پيوستن به سپاه حقيقت جوى امام حسين عليه السلام دعوت كرد. (2) دشمنان كه از ملحق شدن حر به امام حسين عليه السلام بسيار نگران و ملتهب شده بودند، وى را سنگباران و تير باران كرده و از نزديك شدنش به نيروهاى خود بازداشتند. حر به ناچار به سوى خيمه گاه امام حسين عليه السلام برگشت . پيوستن حر به سپاه امام حسين عليه السلام و سخنرانى وى براى سپاه عمر بن سعد در دفاع از امام حسين عليه السلام ، براى عمر بن سعد و ديگر جنگ افروزان دشمن بسيار گران و نگران كننده بود و تاثير زيادى در نيروهاى دشمن به وجود آورد.
4 - هجوم سراسرى
سپاه دشمن كه از پيوستن حر و چند نفر ديگر به سپاه امام حسين عليه السلام احساس خطر و ريزش نيرو كرده و ادامه اين وضعيت را به زيان خود مى ديد، فرمان حمله را صادر كرد. عمر بن سعد با رها كردن تيرى به سوى سپاهيان امام حسين عليه السلام جنگ را به طور رسمى آغاز و سپاهيان نگون بخت خود را به نبرد و تهاجم ترغيب و تشويق كرد.در اندك مدتى دو سپاه به يكديگر نزديك شده و با ابزارهاى جنگى آن روز به نبرد پرداختند. در اين نبرد، شگفتى تاريخ به وقوع پيوست و معادلات نظامى در هم ريخت ، و آن ، دفاع يك سپاه كمتر از صد نفر كه برخى از آنان را نوجوانان و يا كهن سالان و سالخوردگان تشكيل مى دادند، در برابر يك سپاه چند ده هزار نفرى بود. اين سپاه اندك ، با دلاورى و دليرى تمام از حيثيت و موجوديت خويش و اعتقادات و اصول مذهبى و سياسى خود دفاع و پاسدارى نموده و مغلوب دشمن نشدند. هر يك از ياران امام حسين عليه السلام با ده ها تن از نيروهاى دشمن به نبرد نابرابر و تن به تن پرداخت ولى هيچ گونه سستى و ترديدى در وى ملاحظه نمى شد و اين روحيه بالاى رزمى اعتقادى براى دشمن ، سنگين و كمر شكن بود. ياران امام حسين عليه السلام با سرافرازى ، به شرف شهادت نايل شده و يا با ادامه دلاورى ، دشمن را مستاصل و زمين گير نمودند.تصور دشمن در آغاز بر اين بود كه سپاه كم عده امام حسين عليه السلام در لحظات نخستين هجوم سراسرى ، نابود شده و از هستى ساقط مى شوند و غائله كربلا به راحتى پايان مى پذيرد، ولى پس از درگير شدن با آنان ، تازه فهميدند كه با كوهى استوار از ايمان و عقيده روبرو شدند و از ميان بردن آنان ، كار آسانى نيست .ياران امام حسين عليه السلام از بامداد تا عصر عاشورا نبرد را ادامه داده و تا آخرين قطره هاى خون خود از قيام امام حسين عليه السلام پاسدارى كردند.محدث قمى از محمد بن ابى طالب موسوى روايت كرده است كه در اين نبرد، پنجاه تن از ياران امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند.(3)
5 - نبرد انفرادى
دشمن كه از نبرد سراسرى و تهاجمى ، نتيجه اى نگرفته بود، به تدريج به سوى نبرد انفرادى روى آورد. زيرا اگر چه سپاه عمر بن سعد جملگى براى نبرد با امام حسين عليه السلام آمده بودند، ولى در ميان آنان مردان زيادى بودند كه جنگ با فرزند زاده رسول خدا صلى الله عليه و آله را روا نداشته و به اكراه و اجبار در سپاه عمر بن سعد قرار گرفته و بودند. بدين جهت در كار نبرد عمومى و هجوم سراسرى تعلل نمى ورزيدند و عمر بن سعد را در رسيدن به مقاصد پليدش ناكام گذاشته بودند.گفتنى است كه روى كرد به نبرد انفرادى ، براى سپاه كم تعداد امام حسين عليه السلام نيز خوش آيند و پسنديده تر بود. زيرا در اين صورت هر يك از ياران امام عليه السلام مى توانست با چندين نفر از سپاه بى انگيزه دشمن نبرد كند و دشمن را در موضع انفعالى قرار دهد. همين امر باعث طولانى تر شدن مبارزات گرديد. ياران امام حسين عليه السلام يكى از ديگرى با انگيزه ايمان و اعتقاد، از آن حضرت اجازه رزم گرفته و وارد صحنه مى شدند و سرانجام شرافتمندانه جام شهادت را سر مى كشيدند. تعدادى از ياران امام عليه السلام تا پيش از ظهر عاشورا به همين نحو به شهادت رسيدند.
6 - نماز ظهر عاشورا
به هنگام ظهر، يكى از ياران امام عليه السلام به نام ابوثمامه صيداوى ، آن حضرت را متوجه وقت نماز ظهر كرد. امام حسين عليه السلام كه به نماز اهميت ويژه اى مى داد، دستور داد كه جنگ را متوقف كرده و همگى به نماز پردازند.پيشنهاد امام حسين عليه السلام مورد موافقت دشمن قرار نگرفت و آنان هم چنان به نبرد خود ادامه مى دادند. امام حسين به ناچار، يكطرفه جنگ را متوقف كرد و با ياران اندك خود نماز ظهر را به صورت نماز خوف (نماز ويژه زمان جنگ ) به جاى آورد. ياران آن حضرت دو دسته شده ، دسته اى به نماز امام عليه السلام اقتدا كرده و دسته اى دفاع مى نمودند. اما دشمنان هيچ گونه ترحمى به امام عليه السلام و نمازگزاران نكرده و با رها كردن تير، آنان را هدف قرار مى دادند. برخى از مدافعان امام حسين عليه السلام ، دشمن را از اطراف نماز گزاران پراكنده كرده و برخى ديگر خود را سپر تيرها قرار داده و مانع رسيدن آنها به وجود امام حسين عليه السلام مى شدند. سعيد بن عبدالله حنفى ، از جمله آنانى بود كه خود را سپر امام عليه السلام قرار داد. وى هر تيرى كه به جانب امام حسين عليه السلام مى آمد، خود را سپر آن مى كرد و آن قدر در اين راه ايستادگى كرد تا نماز امام عليه السلام به پايان رسيد. در آن هنگام به زمين افتاد و به شرف شهادت نايل آمد. علاوه بر زخم شمشير و نيزه ، از بدن اين شهيد دلاور، تعداد سيزده چوبه تير يافتند.(4)
7 - شهادت ساير ياران
پس از نماز، ياران امام حسين عليه السلام روحيه رزمى تازه اى يافته و به سوى دشمن هجوم آوردند. تمام ياران امام عليه السلام ، از جمله جوانان برومند بنى هاشم و فرزندان ، برادران ، برادرزادگان ، خواهر زادگان و عموزادگان آن حضرت به جهاد و دفاع پرداخته و به شهادت رسيدند.نبرد دلاور مردانى چون زهير بن قين ، نافع بن هلال ، مسلم بن عوسجه ، حبيب بن مظاهر، حر بن يزيد و برير بن خضير از ميان ياران امام حسين عليه السلام و شيرمردانى چون على اكبر عليه السلام ، عباس بن على عليه السلام ، قاسم بن حسين عليه السلام و عبدالله بن مسلم عليه السلام از جوانان بنى هاشم به ياد ماندنى و فراموش نشدنى است .نبرد هر يك از آنان ، لرزه اى در اركان سپاه كفر به وجود آورد و شهادت آنان تاثير شكننده اى در وجود مبارك امام حسين عليه السلام پديد آورد.به طورى كه آن حضرت هنگامى كه تنها شد و يك تنه با دشمن نبرد مى كرد، به ياد ياران شهيد خود مى افتاد و گاهى به سوى آنان نظرى مى افكند و آنان را يارى مى طلبيد و مى فرمود: اى عباس ، اى على اكبر، اى قاسم ، اى زهير، اى حر كجاييد؟
8 - مبارزه و شهادت امام حسين عليه السلام
امام حسين عليه السلام پس از آن كه همه ياران خود را از دست داد، بانوان عصمت پناه را در خيمه اى گرد آورد و آنان را تسلى و دلدارى داد و به صبر و شكيبايى سفارش نمود و با قلبى شكسته از آنان خداحافظى كرد.آن حضرت ، فرزندش امام زين العابدين عليه السلام را كه در بيمارى سختى به سر مى برد، جانشين خويش قرار داد و با او نيز وداع كرد و آماده نبرد با دشمن گرديد. امام حسين عليه السلام به تنهايى ، ساعاتى چند با دشمن مبارزه كرد و به هر طرف حمله مى كرد گروهى را به هلاكت مى رسانيد.هرگاه براى آن حضرت فرصتى به دست مى آمد، به خيمه ها بر مى گشت و با حضور خود، كودكان و زنان بى پناه را تسلى مى داد و بار ديگر با آنان خداحافظى مى كرد. شايد مقصود آن حضرت از تردد ميان خيمه و ميدان نبرد، براى آمادگى بيشتر بازماندگانش براى پذيرش شهادت آن حضرت بود. در يكى از خداحافظى ها، فرزند شيرخوار خود را جهت سيراب كردنش به سوى دشمن آورد و از آنها تقاضاى آب براى فرزند شيرخوار خود كرد، ولى سپاه سنگ دل عمر بن سعد به فرزند شش ماهه او رحم نكرد و با هدف تير قرار دادنش ، وى را در آغوش پدر غرقه به خون كرد.امام حسين عليه السلام بدن غرقه به خون على اصغر عليه السلام را به خيمه برگرداند و بار ديگر به مبارزه پرداخت . آن حضرت ، زخم هاى فراوانى را در ميدان مبارزه متحمل شد، تا آن كه بر اثر كثرت جراحات به زمين افتاد.در آن حال نيز دشمنان رهايش نكرده و با ابزارهاى گوناگون ، از جمله تير، نيزه ، شمشير و سنگ بر بدنش ضرباتى وارد آوردند.سرانجام ، آن حضرت تاب و توان از كف داد و بر خاك گرم كربلا بر زمين افتاد و آماده مهمانى خدا گرديد.شمر بن ذى الجوشن ، با قساوت تمام به سوى بدن خونين آن حضرت رفت ، در حالى كه رمقى در بدن شريفش بود، سر مباركش را از قفا جدا كرد و سر بريده را به خولى اصبحى تحويل داد تا به نزد عمر بن سعد منتقل كند.

ب - پس از شهادت امام حسين عليه السلام:

دشمنان اهل بيت پس از شهادت جان سوز امام حسين عليه السلام و يارانش ، دست از جنايات خويش برنداشتند، بلكه در اين روز غم آلود جنايت هاى ديگرى مرتكب شدند كه به اختصار بيان مى كنيم :
1 - غارت خيمه ها
سپاه عمر بن سعد، به ويژه دسته نابكار شمر، پس از شهادت امام حسين عليه السلام به خيمه هاى آن حضرت يورش برده و خيمه ها را غارت كردند و چهارپايان ، لباس ها، صندوق ها، اسلحه ها و خوراكى ها را به يغما بردند. آنان ، حتى حريم اهل بيت عليه السلام را مراعات نكردند و زيور و لباس هاى زنان را از آن ها ستاندند، به طورى كه زنان اهل بيت عليه السلام به عمر بن سعد پناهنده شده و از شدت جنايت كارى شمر و گروه نابكارش ‍ شكايت كردند و عمر بن سعد به ظاهر، دستور داد كه از غارت خيمه ها دست بردارند.( 5) از حميد بن مسلم روايت شد: به اتفاق شمر بن ذى الجوشن و گروهى از پيادگان ، از خيمه ها گذشتيم تا به على بن الحسين عليه السلام رسيديم كه از شدت بيمارى از هوش رفته بود. همراهان شمر گفتند: كه اين بيمار را هم بكشيم ؟من گفتم : سبحان الله چه بى رحم مردميد شما. آيا اين كودك ناتوان را هم مى خواهيد بكشيد؟ همين بيمارى كه بر او عارض شده ، او را كافى است . به هر طريقى بود آنان را از كشتن على بن الحسين عليه السلام بازداشتم ، ولى آن بى رحم ها پوستى را كه آن حضرت بر آن خفته بود بكشيدند و به يغما بردند.(6)
2 - آتش زدن خيمه ها
شمنان پس از غارت خيمه ها و به يغما بردن دارايى ها و اشياى موجود بازماندگان ، خيمه ها را به آتش كشيدند. در اين هنگام ، كودكان و زنان بى سرپرست ، از خيمه ها بيرون آمده و به بيابان هاى اطراف گريختند.راوى گفت : پس از غارت خيمه ها، آن ها را آتش زدند و بانوان مكرمات با سر و پاى برهنه در حالى كه لباس هاى ايشان را ربوده بودند، از خيمه ها بيرون ريختند و صدا به شيون و گريه بلند نمودند و در حال خوارى به اسيرى رفتند.( 7)
3 - تاختن اسب بر پيكر شهيدان
عمر بن سعد خطاب به سپاه خود گفت : چه كسانى آمادگى تاختن اسب بر كشتگان را دارند؟ ده نفر از آنان اعلام آمادگى كردند كه از آن جمله بودند: اسحاق بن حياة حضرمى ، احبش بن مرثد و اسيد بن مالك .اين عده پس از نعل بندى اسبان خويش بر پيكر شهيدان كربلا، از جمله اباعبدالله الحسين عليه السلام اسب تاختند و پيكرهاى پر از جراحت و بى سر شهيدان را در هم شكستند.(8) اين گروه نابكار وقتى برگشتند، در نزد عبيدالله بن زياد براى گرفتن جايزه خيانت و جنايت خويش ، از كار خود چنين تعريف كردند: نحن رضضنا الصدر بعد الظهر بكل يعبوب شديد الاسر؛ ما كسانيم كه بر بدن حسين و يارانش اسب رانديم به حدى كه استخوانهاى سينه آنان را در زير سم ستوران چون آرد نرم كرديم !عبيدالله بن زياد، اعتنايى به آن ها نكرد و دستور داد كه جايزه اندكى به آنها بدهند. اين عده پس از قيام مختار بن ابى عبيده ثقفى (در سال 66 ه .ق در كوفه به سزاى اعمالشان رسيدند. به دستور مختار دست و پاى آنان را با ميخ ‌هاى آهنين بر زمين كوبيدند و بر بدنشان آن قدر اسب دوانيدند كه پيش ‍ از هلاكت شدنشان اعضا و اجزاى بدنشان از هم جدا شد.(9)
4 - ارسال سر مقدس امام حسين عليه السلام به كوفه
عمر بن سعد در عصر عاشورا براى خوش خدمتى بيش تر و اعلام وفادارى به عبيدالله بن زياد و خاندان بنى اميه ، دستور داد سر بريده امام حسين عليه السلام را با شتاب به كوفه ببرند و عبيدالله بن زياد را از پايان يافتن غائله كربلا با خبر گردانند.
ماموريت رساندن سر مقدس اباعبدالله الحسين عليه السلام با خولى بن يزيد اصبحى و حميد بن مسلم بود. آنان شب به كوفه رسيدند. در آن هنگام دارالاماره نيز بسته بود. به همين جهت شب را در خانه خويش گذرانده و بامداد روز يازدهم سر مقدس امام حسين عليه السلام را نزد عبيد الله بردند.
سرهاى ديگر شهيدان را پس از بريدن و شست و شو دادن ، ميان سركردگان جنايت كار تقسيم كردند تا نزد عبيدالله برده و پاداش بگيرند و بدين وسيله به وى نزديك شوند.(10)

پي نوشت :

1- لهوف سيد طاووس ، ص 114.
2- الارشاد، ص 451.
3- منتهى الامال ، ج 1، ص 349.
4- همان ، ص 362.
5- الارشاد، ص 468.
6- منتهى الامال ، ج 1، ص 399.
7- لهوف سيد بن طاووس ، ص 150.
8- الارشاد، ص 469 و معالم المدرستين ، ج 3، ص 169.
9- ماهيت قيام مختار، ص 456.
10- نك : الارشاد، ص 470 ؛ معالم المدرستين ، ج 3، ص 173 و منتهى الامال ، ج 1، ص 401

اشعار ترکی در مورد امام حسین(ع)

شعر ترکی :

یا حسین ادر کنی

 شاعر:حاج ولی ا... کلامی زنجانی

   دیده عا لم حسین تک مرد میدان گور میوب

بیر بیله ازاده رهبر چشم دوران گورمیوب

ویردی الله کا ئناته جلوه اون دورت نوریدن

افضل ایتدی اولارین قدرین ملکدن حوریدن

پنج تن بزمی حسین حسنیله دولدی شوریدن

باشدی زهرا اوغلونون کربو بلاسی طوریدن

حیف او طوری حضرت موسی بن عمران گورمیب

دوره گردم من محبت باغینون سیاحیم

معنویت بزمینون پروانه مصباحیم

گوز یاشیم لشگلر اورکلر ملکینین فتاحیم

مدعی چوغ طعنه ورما من حسیم مداحیم

بیر گلوم وار که گلدن هیچ گلستان گورمیوب

گزسه عیسی گویلری بیر بیر الده گون بیر الده آی

کل عالمده تاپا بلمز بیزیم مولایه تای

دورسا بیر صفده گوزللر سن حسینی باشدا سای

ویردی الله سوم شهبا اونی زهرایه پای

نه بشر مثلین اونون حوری و غلامان گورمیوب

روز محشرکه اولار مردم بهشته مشتری

جمع اولار دور حسینه بیر محبت لشگری

حوری لر سسلر گلون گیتمز حسین عاشقلری

((قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری))

مقتدر شاهدا بو شخصیتده سلطان گورمیوب

نقل ایدور زینب که عمرنده بابام شیر خدا

ئوز آدیلا سسلنردی اهلبیتن جا به جا

لیک گوردور قجا حسین قارداشیمی اول با وفا

احتراما یا اباعبدالله ایلردی ندا

آفرینش چرغی بیله ماه تابان گورمیوب

اولدی ابراهیمه نازل اود یانندا جبرئیل

هر سوزون اولسا دیدی خدمتگزارم یا خلیل

گیت دیدی کیم پنج تن حقین تانور اولماز ذلیل

منجنیق اوستونده سسلندی حسین جان الدخیل

دوندی اود گلزاره جانی صدمه اودان گورمیوب

بونه سوزدور که بیورموش حضرت خیر الانام

قانیمیز بیردی حسین مندندی منده اونلانام

گلمسیدی فدیه اسماعیلیدن قالمازدی نام

او دیری قالدی حسین گلسین وجوده والسلام

پس حدیث مصطفی کاملدی نقصان گورمیوب

بو حسین کیمدی که دوشمز پاک دللرن آدی

آدینی ذکر ایلدوقجا آغزیمون آرتار دادی

قنداقی عرشه گیدوبدی گور مقامی هاردادی

باشینون دسمالینی جبریل گویدن آسلادی

خلقتندن بیله تزئین عرش رحمان گورمیوب

قاره سین سویماز حسین دیوانه سی گر جان چیخا

سینیه اله ورار تا دوشلرندن چخا

آغلادی شیعه گرک یردن گویه افغان چخا

قویما عاشورا غدیر خم کیمی یادان چخا

مدعی آزاده لردن نقص پیمان گورمیوب

وای اگر قول نبی آویزه گوش اولماسون

بو حسین عشقی گرک دللرده خاموش اولما سون

ایلیون همت که عاشورا فراموش اولما سون

رو سیه دور ایلده هر کیم سیه پوش اولما سون

عشقین اعجازین او بیچاره کما کان گورمیوب

آند اولا ویرانه ده زینب دوتان ماتملره

آند اولا دین دوره سینده حصن مستحکملره

آند اولا ارواح طیب سیر ایدن عالملره

قویماروخ بیگانه چپ باخسون قرا پرچملره

عشق دریا سین هله دشمن خروشان گورمیوب

ای سوزی بیر عمراولان یا لیتنا کنا معک

بعد دفنون قبریون اوسته گلر بیر جوت ملک

سسلنلر ای حسینون عاشقی دور یاتما تک

وحشته دوشمه سنه مولا ئوزی ایلر کمک

هیچ حسینچی تپراق آلتیندا رنج و حرمان گورمیوب

قلبیمیزدن یا حسین بو عاشقی الله آلماسون

تاپشور عباسه عزاداری نظردن سالماسون

تذکره گوندر اورکلرده بو حسرت قالماسون

کربلا شوقیله مرغ جان نجه پر چالماسون

قبریوی چوخداندی بو جمع پریشان گورمیوب

هر بلا گلدی یولوندا جانه آلدوخ یا حسین

باتدی عاششقلر قانا بیز دالا قالدوخ یا حسین

عمر و موز گیچدی نظر یولارا سالدوخ یاحسین

سن آنان جانی داخی بسدی قوجالدوخ یا حسین

بوحالا دوشمز اوکس که داغ هجران گورمیوب

سوز یازوب گیچدیم بو سری واقف مطلب بلر

صبح صادقده نلر وار زنده دار شب بلر

سوز هجرانی هر عاشق چکسه تاب وتب بلر

ای دلیم لال اول حسینون قدرینی زینب بیلر

غصه لی عمرنده زینب راحت جان گورمیوب

مقتله گلدی دیدی دیده مده قان یاش وار یاحسین

هار دا سان سس ور منه نه یارو یولداش وار یا حسین

دشمنیم کامه چاتوب هرالده بیر باش وار یل حسین

بلمزیدیم کربلاده بیر بیله داش وار یا حسین

داشلار آلتدا هیچ باجی قارداشین عریان گورمیوب

فکر یوی قارداش باجون باشدان بلورسن آتمادی

آی گجه باتدی فرات اوسته سیز یلتی باتمادی

من کشیک چکدیم الم عباسه نیلیم چاتمادی

هرنه یالواردیم ربابه صبح اولونجایاتمادی

هیچ آنامدا بیر بیله شام غریبان گورمیوب

وارحسین بیر شایعه سالمیش منی حالدان حالا

کوفده دشمن بیزی ممکندی زندانه سالا

نیلرم نازلی رقیه غملی محبسده قالا

منده ئولم قورخودان ئولسه او شیرین دل بالا

اوچ یاشی واردی هله عمرونده زندان گورمیوب

عادی نسوانه ((کلامی)) زینبی ایتمه قیاس

بو خانم اسلامی احیا ایتدی بی خوف و هراس

یاز ابوالفضلین باجیسی شمره ایتمز التماس

باشینی غارت آغارتدی تارومار اولدی اساس

دوشدی بیر گردابه که نوح ایله طوفان گورمیوب

نوحه ترکی در مورد امام حسین(ع)

قان یاغدی کربلایه , صحرایه یا محمد
اولدی حسین خبر ور, زهرایه یا محمد

یئل اسدی گون توتولدی, آشوب کربلاده
لرزه زمینه دوشدی ,قان یاغدین اوسمادن
قاتل گلوب حسینون ,کسدی باشین غفادن
مظلوم حسین حسین جان, جانیم حسینه قوربان

بازار عشق ایچیده, تنها حسین دولاندی
بیرمعنوی تجارت, اقبالینیه توخاندی
وردی متاع عمرین ,حکم بقا قازاندی
الله رضاسین ائتدی, سرمایه یا محمد

قان یاغدی کربلایه , صحرایه یا محمد
اولدی حسین خبر ور, زهرایه یا محمد

ظالم قیافه سینده, اول شمر نامسلمان
گلدی حسینی گوردی, گودالیده وررین جان
سو ورمدی او حالدا , خنجر گویوبدی دالدا
کسدی اوباشی ساتسون, ترسایه یا محمد

قان یاغدی کربلایه , صحرایه یا محمد
اولدی حسین خبر ور,زهرایه یا محمد

قطع علائقیلَن, ترک ائتدی ما سوانی
ارنی دئمز ائشیتمز, آواز لنترانی
قانی یازار حسینین یا ربنا ترامی
بوعالمی نشامن ور موسایه یا محمد

قان یاغدی کربلایه , صحرایه یا محمد
اولدی حسین خبر ور, زهرایه یا محمد

صحرای کربلاده طوفاندی, یا محمد
گوندر کفن حسینه عریاندی,یا محمد

شرایط نهضت امام حسین (ع)

شریعتی پیرامون شرایط نهضت امام حسین (ع) می‌نویسد: “شکل مبارزه‌ای که حسین انتخاب کرده، قابل فهمیدن نیست مگر این که اوضاع وشرایطی که حسین در آن شرایط، قیام خاص خودش را آغاز کرد، فهمیده شود.

اکنون حسین مسئول نگاهبانی انقلابی است که آخرین پایگاههای مقاومتش از دست رفته است واز قدرت جدش و پدر و برادرش، یعنی حکومت اسلام و جبهه حقیقت و عدالت، یک شمشیر برایش نمانده و حتی یک سرباز! سال‌هایی است که بنی‌امیه همه پایگاه‌های اجتماعی را فتح کرده است.”
اسلام در این زمان، چون پوستین وارونه شده،ارزش‌های اسلامی رنگ باخته و دین با حاکمیت افراد فاسد و غاصب، رو به انحطاط و انحراف می‌رود.

امام حسین (ع) در چنین شرایطی برای اصلاح دین جدش قیام می‌کند و از یک سو، نیرویی برای تغییر وضع موجود ندارد و از دیگر سو، در سکوت خود مشعل امیدی نمی‌بیند.

حرکت امام حسین(ع) و قران

آياتى كه امام حسين عليه السلام در مسير راه به آن استناد فرمودند:
آيه اوّل : همين كه نماينده يزيد در مدينه (مروان ) تصميم گرفت كه از امام حسين عليه السلام براى يزيد بيعت بگيرد، امام فرمود: ويلك يا مروان فانّك رجس واى برتو، تو پليد هستى و ما خانواده اى هستيم كه خداوند در شاءن ما فرموده است : انّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرّجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا(۱) همانا خداوند مى خواهد كه از شما اهل بيت هر پليدى (احتمالى ، شك و شبهه اى ) را بزدايد و شما را چنانكه بايد و شايد پاكيزه بدارد.
آيه دوّم : امام حسين عليه السلام در پايان وصيت نامه اى كه قبل از حركت به كربلا نوشتند، به اين آيه استناد كردند: و ما توفيقى الا باللّه عليه توكّلت و اليه اُنيب (۲) توفيق من به جز به (اراده ) خداوند نيست كه بر او توكّل كرده ام و به او روى آورده ام .
آيه سوّم : همين كه براى فرار از بيعت با يزيد، از مدينه به سوى مكه خارج شدند (28 رجب )، اين آيه را تلاوت فرمودند: فخرج منها خائفا يترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظالمين (۳) آنگاه كه (موسى ) از آنجا ترسان و نگران بيرون شد و گفت : پروردگارا! مرا از قوم ستمكار نجات بده .
آيه چهارم : شيخ مفيد قدس سرّه مى گويد: همين كه امام حسين عليه السلام به سوى مدينه رهسپار شد، گروه هايى از جن و فرشته براى يارى آن حضرت حاضر شدند، امّا امام اين آيات را تلاوت فرمودند: اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشيّدة (۴) هرجا كه باشيد و لو در برجهاى استوار سر به فك كشيده ، مرگ شما را فرا مى گيرد. همچنين آيه ى : كبَرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم (۵) كسانى كه كشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاى خويش ) به قتلگاه خود رهسپار مى شدند.
آيه پنجم : همين كه امام حسين عليه السلام شب جمعه سوم شعبان (قبل از حركت به كربلا) وارد مكه شدند، اين آيه را تلاوت فرمودند: و لمّا توجّه تلقاء مَديَن قال عسى ربّى اَن يهدنى سواء السبيل (۶) و چون رو به سوى مدين نهاد، گفت : باشد كه پروردگارم مرا به راه راست راهنمايى كند.
آيه ششم : در مكه همين كه با ابن عباس گفتگو مى كردند درباره ى بنى اميّه اين آيات را تلاوت فرمودند: انّهم كفروا باللّه و برسوله و لاياءتون الصلاة الاّ و هم كُسالى (۷) آنان به خداوند و پيامبر او كفر ورزيده و جز با حالت كسالت به نماز نپرداخته اند.... و همچنين آيه ى : يرائون الناس و لايذكرون الله الا قليلا با مردم رياكارى كنند و خدا را جز اندكى ياد نمى كنند. و آيه ى مذبذبين بين ذلك لا الى هؤ لاء و لا الى هؤ لاء و من يضلل اللّه فلن تَجِدَ له سبيلا(۸) در اين ميان (بين كفر و ايمان ) سرگشته اند، نه جزو آنان (مؤ منان ) و نه جزو اينان (نامؤ منان ) و هر كس كه خداوند در گمراهى واگذاردش ، هرگز براى او بيرون شدنى نخواهى يافت . و فرمودند: كلّ نفس ذائقة الموت و انّما توفّون اُجوركم (۹) هر جاندارى چشنده (طعم ) مرگ است و بى شك در روز قيامت پاداشهايتان را به تمامى خواهند داد.
آيه هفتم : در آستانه عيد قربان كه امام حسين عليه السلام از مكه به سوى كربلا حركت كردند، نماينده يزيد در مكه راه را بر حضرت بستند، درگيرى با تازيانه رخ داد، به امام حسين گفتند: مى ترسم شما ميان مردم شكاف بيفكنى !! حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند: لى عملى و لكم عملكم انتم بريئون مما اعمل و انا برى ء مما تعملون (۱۰) عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من مى كنم برى و بركناريد و من از آنچه شما مى كنيد برى و بركنارم .
آيه هشتم : همين كه در مسير كربلا خبر شهادت مسلم را شنيدند فرمودند: انّا للّه و انّا اليه راجعون  كسانى كه چون مصيبتى به آنان رسد، گويند: ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم .
آيه نهم : در نزديكى كربلا همين كه حُر به امام گفت : چرا آمده اى ؟ فرمود: نامه هاى دعوت شما مرا به اينجا آورد، ولى حالا پشيمان شده ايد و اين آيه را تلاوت فرمود: فمَن نَكَث فانّما يَنكُث على نفسه (۱۱) پس هركس كه پيمان شكند، همانا به زيان خويش پيمان شكسته است .
آيه دهم : در مسير كربلا همين كه خبر شهادت نامه رسان خود قيس بن مسهّر صيداوى را شنيد گريه كرد و اين آيه را تلاوت فرمودند: و منهم مَن قَضى نَحبَه و منهم مَن يَنتَظر و ما بَدّلوا تَبديلا(۱۲) از ايشان كسى هست كه بر عهد خويش (تا پايان حيات ) به سربرده است و كسى هست كه (شهادت را) انتظار مى كشد و هيچ گونه تغيير و تبديلى در كار نياورده اند.
آيه يازدهم : همين كه فرماندار كوفه (ابن زياد) نامه رسمى براى حُر فرستاد كه راه را بر حسين عليه السلام ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت ، امام اين آيه را تلاوت فرمودند: و جعلناهم ائمّة يدعون الى النار...(۱۳) و آنان را پيشوايانى خوانديم كه به سوى آتش دوزخ دعوت مى كنند و روز قيامت يارى نمى يابند.
آيه دوازدهم : امام حسين عليه السلام در كربلا درباره لشكر يزيد براى دخترش سكينه اين آيه را تلاوت فرمود: اِستَحوَذ عليهم الشيطان فاَنساهم ذكر اللّه (۱۴) شيطان بر آنان دست يافت ، سپس ياد خدا را از خاطر آنان برد.
آيه سيزدهم : در روز عاشورا براى لشكر يزيد اين آيه را تلاوت فرمود: فاجمعوا اَمركم و شُركائكم ثمّ لايكن امركم غُمّة ثمّ اقضوا الىّ و لاتنظرون (۱۵) شما با شريكانى كه قائليد، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد سپس در كارتان پرده پوشى نكنيد، آنگاه كار مرا يكسره كنيد و مهلتم ندهيد.
و نيز آيه انّما ولىّ اللّه الذى نزل الكتاب و هو يتولّى الصالحين (۱۶) سرور من خداوند است كه (اين ) كتاب آسمانى را فرو فرستاده است و او دوستدار شايستگان است . و نيز آيه ى : و انّى عذت بربّى و ربّكم ان ترجمون (۱۷) و من از شرّ اينكه سنگسارم كنيد، به خود و پروردگار شما پناه مى برم . و همچنين آيه ى : اعوذ بربّى و ربّكم من كلّ متكبّر لايؤ من بيوم الحساب (۱۸) من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متكبّرى كه به روز حساب ايمان ندارد، پناه مى برم .
۱- احزاب ، 33.  ۲- هود، 88.  ۳- قصص ، 21.   ۴- نساء، 78.   5- آل عمران ، 154.  ۶- قصص ، 22.
۷- توبه ، 54.  ۸- نساء، 142 - 143.  ۹- آل عمران ، 185.  ۱۰- بقره ، 156.  ۱۱- فتح ، 10.
۱۲- احزاب ، 23.  ۱۳- قصص ، 41.  ۱۴- مجادله ، 19.  ۱۵- يونس ، 71.   ۱۶- اعراف ، 196.
۱۷- دخان ، 20.    ۱۸- غافر، 27
از ده گفتار آقای قرائتی

سوره فجر ، سوره امام حسین ( ع )

معرفی این سوره به عنوان سوره امام حسین به خاطر این است که مصداق بارز نفس مطمئنه ‌ای است که در آخرین آیات سوره آمده است. امام صادق ( ع ) به اصحاب خود فرمود: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود قرائت کنید که این سوره به حضرت امام حسین اختصاص دارد... مقصود از نفس مطمئنه آن حضرت و شیعیان او است ».

در توجیه و تحلیل تطبیق سوره مذکور بر امام(ع) گفته شده است: «ائمه معصومین(علیهم السلام) از این جهت این سوره را سوره حسین نامیده اند که قیام و شهادت آن حضرت درتاریکی طغیان مانند طلوع فجر، منشا حیات و حرکت گردید. خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنه آنها با فرمان «ارجعی» و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت ... تا از این الهام و جوشش، نور حق در میان تاریکی‌ها بدرخشد و راه حیات با عزت باز شود و پایه های ظلم و طغیان بی پایه گردد و طاغیان را دچار خشم و نفرین کند .» البته در این سوره آیه «و لیالی عشر» است که باز به آن حضرت مرتبط است.
حضرت صادق فرمود: «الفجر هو القائم و لیال عشر الائمة من الحسن الی الحسن و الشفع امیرالمؤمنین و فاطمه ( ع ) و الوتر هو الله وحده لاشریک له ؛ مراد از فجر وجود مقدس حضرت قائم(ع) و «لیالی عشر» امامان از امام حسن مجتبی(ع) تا امام عسکری(ع)‌اند و شفع امیرمؤمنان و حضرت فاطمه(ع) می‌باشد و مراد از وتر خداوند یکتا است))

 

امام حسین(ع) در قرآن -


  لؤلؤ و مرجان
«
یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ».
سوره 55: الرحمن آیه 22
و خارج کرد از آن دو دریا، لؤلؤ و مرجان را.
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت است که منظور از «لؤلؤ و مرجان» امام حسن و حسین ـ علیهما السّلام ـ است.

 عروة الوثقی
«...
فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها...».
سوره 2: البقرة آیه 256
به رشتة محکم و استواری چنگ زده و هرگز گسسته نخواهد شد.
امام باقر ـ علیه السّلام ـ از حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: هرگاه می‌خواهید به رشتة محکمی چنگ بزنید، پس به ولایت بگیرید علی و حسن و حسین را.

 
پیروزی بزرگ
«
یا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً».
سوره4 :نساء آیه 73
می‌گویند: ای کاش ما هم با آنها بودیم و به رستگاری بزرگی می‌رسیدیم.
امام رضا ـ علیه السّلام ـ به «ریّان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر دوست داری که در مکان‌های بنا شده در بهشت با پیامبر و خاندانش باشی، پس قاتلان حسین ـ علیه السّلام ـ را لعنت نما، ای پسر شبیب! اگر دوست داری به ثواب کشته‌شدگان در راه حسین برسی پس چون او را یاد کنی بگو: «ای کاش با آنان بودم و به پیروزی و کامیابی بزرگی می‌رسیدم».

 خویشاوندان پیامبر
«
وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً وَ بِذِی الْقُرْبى...».
سوره4: نساء،آيه36
و خدای یکتا را بپرستید و هیچ چیزی را شریک او نگیرید و احسان کنید به پدر و مادر و خویشاوندان.
در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که منظور از «والدین» رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و علی ـ علیه السّلام ـ است و منظور از «ذی‌القربی» حسن و حسین ـ علیهما السّلام ـ است.

 
.نفس مطمئنه
«
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلى رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً»
سوره 89: الفجر آیه 27 و 28
تو ای روح آرام یافته به سوی پروردگارت بازگرد. در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
سورة فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید، که آن سورة امام حسین ـ علیه السّلام ـ است.
«
ابو اُسامه» که در مجلس حاضر بود پرسید: چگونه این سوره به حسین بن علی اختصاص دارد؟ فرمود: آیا آن سخن را نشنیده‌ای که خدا فرمود:
«
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» منظور خداوند از نفس مطمئنّه، حسین بن علی است که دارای روح آرام یافته‌ای است و هم خدا از او راضی است و هم او از خدا راضی است.

 
بشارت حسینی
«
قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِیمَ».
سورة21:الانبياء آیه 69
ما خطاب کردیم: ای آتش! برای ابراهیم سرد و سالم باش.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ از امام حسین ـ علیه السّلام ـ روایت می‌کند که آن حضرت در کربلا، قبل از کشته شدن فرمود:
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ گفت: پسرم! تو روزی به عراق می‌روی و به شهادت می‌رسی و جماعتی با تو به شهادت می‌رسند و سپس آن حضرت، آیة مبارکة فوق را تلاوت کرد، و فرمود: جنگ برای تو و اصحابت «سرد و سالم» می‌شود. پس بشارت داد بر آنان که: به خدا قسم! اگر ما را به قتل برسانند، ما وارد بر پیامبرمان می‌شویم...

 
بشارت
«
وَ یُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً».
سوره17 : الاسراء آیه 9
و اهل ایمان را که عمل آنها نیکوست، به اجر بسیار نکو بشارت دهد.
روایت شده است از ابن عباس که گفت: رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ بشارت داد علی و جعفر و عقیل و حمزه و فاطمه و حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ را به بهشت؛ چون آنها مصداق الذین یعملون الصالحات» بودند.



ماه و خورشید
«
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها».
سوره 91:الشمس آیه2و3
قسم به ماه که پیرو آفتاب تابان است و قسم به روز، هنگامی که جهانی را روشن می‌کند.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:
منظور از آیة شریفة فوق امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ است و منظور از: «وَ النَّهارِ إِذا جَلاَّها» قیام امام زمان ـ علیه السّلام ـ..

تخت‌های عزّت
«
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ عَلَى الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ».
سوره83:المطففین آیات 22و23
بدرستی که نیکوکاران در بهشت متنعّمند بر تخت‌های عزت تکیه زنند و نعمت‌های خدا را می‌نگرند.
از ابن عباس روایت شده است که این آیه در حق علی و فاطمه و حسین و حسین ـ علیهم السّلام ـ نازل شده است.

 به چه گناهی کشتید؟
«
وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ».
سوره16: نحل آیات 58 و 59
و هنگامی که از دختران زنان به گور شده باز پرسند به کدامین گناه کشته شده است؟
از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده است که، منظور از دو آیة فوق حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ است و این دو آیه در حق او نازل شده است.

 صور الهی
«
یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ».
سوره79 :نازعات آیات 6و7
روزی که لرزنده بلرزد و از پی آن لرزة دیگری افتد.
از امام صادق ـ علیهم السّلام ـ روایت است که منظور از «الراجفة» حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.

 
مثل اصحاب کهف
«
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً».
سوره18:کهف آیه 9
«
آیا گمان کردی. اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟»
منهال می‌گوید: بخدا در دمشق بودم که دیدم، سر بریدة حسین بالای نیزه آیة فوق را تلاوت نمود و فرمود:
شگفت‌تر از مثل اصحاب کهف، حکایتِ کشته شدن و حمل (و بر نیزه شدن) سر من است

مغربین
«
رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ».
سوره55:الرحمن آیه 17
آن خدایی که آفرینندة دو مشرق و مغرب است.
در روایتی که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ ، در مورد آیة فوق پرسیدند ایشان فرمود: منظور از، «مشرقین» رسول خدا و امیرالمؤمنین ـ علیهما السّلام ـ است و منظور از «مغربین» امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ است.

.
آینه طهارت
«
إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً».
سوره33:احزاب آیه 33
خداوند چنین می‌خواهد که رجس و هر آلایش را از شما خانوادة نبوت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه می‌داند.
روایات بی‌شماری در تفسیر این آیة شریفه از معصومین ـ علیهم السّلام ـ وارد شده است که فرموده‌اند، منظور از «اهل‌البیت» خمسة طیبه هستند.

 پشتوانة امامت
«
وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ».
سوره43:زخرف آیه28
و این خدا پرستی را در همة ذرّیة خود (محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ) تا قیامت باقی قرار داد تا فرزندانش به خدای یکتا رجوع کنند.
از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ نقل شده است که فرمود: خداوند امامت را در پشت حسین ـ علیه السّلام ـ قرار داد و نُه امام دیگر از صُلب اویند.

 
مزدی نمی‌خواهم
«
قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى...».
سوره42:شوری آیه23
بگو مزدی برای رسالت نمی‌خواهم مگر دوستی و محبت با خویشاوندانم.
از رسول خدا سؤال کردند منظور از «قربی» در آیة فوق چه کسانی هستند؟حضرت فرمود: علی و فاطمه، حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ



 
در راه حج
«
فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ...».
سوره 28:قصص آیه 21
پس (موسی) هراسان از شهر خارج شد در حالی که چشم به راه بود.
وقتی امام حسین ـ علیه السّلام ـ از مدینه به طرف مکه راهی شد، آیة فوق را قرائت می‌کرد.

قاری قرآن
«
وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»
سوره 26:شعراء آیه227
و آنانکه ظلم و ستم کردند،‌ بزودی خواهند دانست که به چه کیفر و دوزخ انتقامی بازگشت می‌کنند.
در مقاتل معتبری آمده است هنگامی که سر امام حسین ـ علیه السّلام ـ را جدا نمودند و بر نیزه زدند، آیه فوق را تلاوت می‌نمود.

.
اهل سجود
«
وَ تَقَلُّبَکَ فِی السَّاجِدِینَ...».
سوره26: شعراء آیه 219
از ابی الجارور نقل شده است که امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: منظور از آیة فوق، علی و فاطمه و حسن و حسین و اهل‌بیت آنهاست.

 
.دور از شهر و دیار
«
الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ...».
سوره22:حج آیه 40
همان‌ها که از خانه و شهر خود. به ناحق رانده شدند، جز این‌که می‌گفتند: پروردگار ما خدای یکتاست.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارة آیة فوق فرمود: این آیه دربارة علی و جعفر و حمزه نازل شد و در حسین ـ علیه السّلام ـ تحقق یافت. بر همة آنان درود و سلام باد



 
پیروی از حسین ـ اطاعت از خدا
«
وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَخْشَ اللَّهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْفائِزُونَ».
سوره24: النور آیه52
و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهیزد، چنین کسانی همان پیروزمندان واقعی هستند.
رسول خدا ضمن حدیثی می‌فرماید: سعادتمند، آنانند که از دوستان و پیروان حسین ـ علیه السّلام ـ هستند. به خدا سوگند ایشان در روز قیامت پیروز و نیک بختند.

 
من بیمار حسینم
«
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِی النُّجُومِ فَقالَ إِنِّی سَقِیمٌ».
سوره37: الصافات آیات 88 و 89
پس نگاهی به ستارگان افکند و گفت من بیمارم و با شما به مراسم جشن نمی‌آیم.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارة این آیه فرمود: ابراهیم ـ علیه السّلام ـ بر مصایبی که بر حسین ـ علیه السّلام ـ فرود می‌آید، اندیشه نمود و گفت: من از آنچه بر حسین ـ علیه السّلام ـ می‌آید، بیدار گشته‌ام.

 
حسین ـ علیه السّلام ـ و زکریا
«
لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا».
سوره 19:مريم ایه 7
و پیش از این هم نامی برای او قرار نداریم.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: منظور از آیة فوق «حسین بن علی و یحیی بن زکریا» است که از قبل، هم نامی نداشت و آسمان فقط بر آن دو، چهل روز گریه کرد.
گفته شد: گریستن آسمان چگونه بود؟ فرمود: به سرخی طلوع و به سرخی، غروب می‌کرد.

 
کلمة طیّبه
«
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ».
سوره14: ابراهیم آیه 24
آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمة طیبه» را به درخت پاکیزه‌ای تشبیه کرد که ریشة آن (در زمین) ثابت و شاخة آن در آسمان است؟
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد آیة فوق فرمود:
ریشة این درخت، رسول خدا و شاخة آن امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ است و امام حسن و حسین ـ علیهم السّلام ـ میوة آن به شمار می‌آیند ک نه تن از فرزندان او نیز شاخه‌های کوچک‌تر آنند و شیعیان
نیز به منزلة برگ آن هستند



قربانی بزرگ
«
وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».
سوره 37: صافات آیه 107
و او را در ازای قربانی بزرگی باز رهانیدیم.
از امام رضا ـ علیه السّلام ـ روایت شده است که فرمود:
منظور از ذبح عظیم در آیه فوق امام حسین ـ علیه السّلام ـ است.

 
سؤال بی‌جا
«
لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ».
سوره 21: انبیاء آیه 23
و او بر هر چه که می‌کند سؤال نشود، ولی خلق از کردارشان بازخواست می‌شوند.
مردی از امام هشتم ـ علیه السّلام ـ پرسید: به چه خاطر امامت در صُلب امام حسن قرار نگرفت؟ حضرت فرمود: چون خداوند امامت را در صُلب امام حسین ـ علیه السّلام ـ قرار داد، ‌نه در صُلب امام حسن و سپس آیة فوق را قرائت نمود.

 
تفسیری از امام زمان (عج)
«
کهیعص»
سوره 19: مریم آیه 1
سعد بن عبدالله قمی از امام عصر (عج) در مورد آیة فوق سؤال نمود، امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: این حروف از خبرهای غیبی خداوند است که به بنده‌اش «زکریا» داد.
«
زکریا» هنگامی به که اسماء خمسه طیّبه اطلاع یافت، هرگاه به نام مبارک امام حسین می‌رسید، اشک در چشمانش حلقه می‌زد. روزی از خداوند علّت این حال را پرسید، خداوند داستان کربلا را در قالب این حروف برایش بیان فرمود.
پس «کاف» یعنی کربلا و «ها» یعنی هلاکتِ عترت و «یا» یعنی یزید که قاتل آن حضرت بود و «عین» یعنی عطش و تشنگی که بر آن حضرت مستولی می‌شود و «صاد» یعنی صبر آن حضرت بر بلا.
زکریا وقتی جریان را شنید، سه روز از مسجدش خارج نشد و مردم را راه نداد و بر حسین ـ علیه السّلام ـ گریست.

 
رجعت
«
ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْناکُمْ...».
سوره 17: اسراء آیه 6
آنگاه شما را بروی آن برگردانیم و بر آنها غلبه دهم...
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: اولین کسی که در «رجعت» برگردانده می‌شود، امام حسین ـ علیه السّلام ـ است...

ذی‌القربی
«
إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبى...».
سوره16 : النحل آیه 90
همانا خدا خلق را فرمان به عدل و احسان می‌دهد و به بذل و عطاءِ خویشاوندان امر می‌کند..